ته به ته 

دست نوشته هاي پيمان مهدوي

Sunday, August 21, 2011

آدم است


هر آن کس که غصه ای دارد

قصه ای هم دارد

سرشار از اشک

سرشار از لبخند

از دیوانگی

بیچارگی

و خوشی

هر آن کس که غصه ای دارد

هر آن کس که آدم است

Thursday, August 18, 2011

همان آینه


من ؟

همانی که بودم

آینه ای بی زنگار

خودت را در من تحمل نمی کنی ؟

مشتت را بیهوده تلف نکن

من شکستنی نیستم

Friday, August 05, 2011

بس دیگه ، بسه


مبادله یا معامله ی سرراستی ست

آنچه را که من می خواهم

اگرکه داشته باشی ؛ دوستت دارم

اگر که نه ؛ نه

آنچه را که تو می خواهی

اگر که داشته باشم ؛ دوستم داری

اگر که نه ؛ نه

دست از سر این همه ناله

این همه عاشقانه، این همه شاعرانه بردار

بس دیگه ، بسه

همه ی ما یک مشت آدم نیازمندیم

عشق و دوست داشتن ما نیز محدود به همین چهارچوب

نیاز نیاز نیاز و گاهی هم لذت

مبادله یا معامله ی سرراستی ست

اگه داری ، عشقی ، نفسی ، توپی لامسب

اگه نه ؛ نه

بس دیگه ، بسه