ته به ته 

دست نوشته هاي پيمان مهدوي

Monday, February 25, 2008

مرگ


مرا چه می شود
خسته از کار
خسته از بیکاری
کلافه کلافه کلافه
شاید باید که برخیزم
چیزهای دوست داشتنی و خواستنی ام را به تلاش
باید آنچه را که می خواهم
کنار بیاورم
تا شاید مجالی برای این فکرهای دری وری باقی نماند
آه
امان از این شاید و باید های ناشدنی
راستی ...
من چه می خواهم ؟
مشکل درست همین جاست
نه
جای دیگریست
از این حرف های الکی می گذرم
واین را می گویم :
میدانم که مرا چه مرگیست
ومیدانم که مرگ را چاره نیست