نه ذوقی نه شوقی
نه ذوقی
نه شوقی
از نهاد ضرب دیده ام بر نمی آید
تصادم هایی استخوان خرد کن
ضایعاتی به جا مانده از ندانم کاریها
مسائلی به سهولت آب خوردن
کاش ؛ می دانستند
حرفهای تکراری
آدمهای بن بست
عدم اعتراف به ناتوانی
غرور کمک نخواستن
صورتهای سرخ از نگفته ها
دروغ های سیاستمدارانه
ابراز نکردن خواسته ها
ملاحظه کاریهای بیهوده
بو کردن کف دست
تنهایی بریدن و دوختن
خفه شدن و خفه کردن
گریستن و گریاندن
مسائلی به سهولت آب خوردن
کاش ؛ می گذاردند
نه ذوقی
نه شوقی
از نهاد ضرب دیده ام بر نمی آید
نه شوقی
از نهاد ضرب دیده ام بر نمی آید
تصادم هایی استخوان خرد کن
ضایعاتی به جا مانده از ندانم کاریها
مسائلی به سهولت آب خوردن
کاش ؛ می دانستند
حرفهای تکراری
آدمهای بن بست
عدم اعتراف به ناتوانی
غرور کمک نخواستن
صورتهای سرخ از نگفته ها
دروغ های سیاستمدارانه
ابراز نکردن خواسته ها
ملاحظه کاریهای بیهوده
بو کردن کف دست
تنهایی بریدن و دوختن
خفه شدن و خفه کردن
گریستن و گریاندن
مسائلی به سهولت آب خوردن
کاش ؛ می گذاردند
نه ذوقی
نه شوقی
از نهاد ضرب دیده ام بر نمی آید