ته به ته 

دست نوشته هاي پيمان مهدوي

Tuesday, March 16, 2010

شب هميشه هست


ديدار هر روزه را

عادت نكن

يه وقتي روز هست ، ديدار نيست

يه وقتي ديدار هست ، روز نيست

يه وقتي هر دو هست ، من نيستم

يه وقتي هر سه هست ، تو نيستي

وقتي هم كه هر چهارتا باشه ، ديگه دنيا نيست

ديدار هر روزه را

عادت نكن

دلتنگي را نيز

...ك...ي ترين لباست را بپوش *

روز ، ديدار ، من ، تو و دنيا همه خوابند

آري

شبها را عادت كن

.................................................

* به جاي ... س بگذاريد لطفا

در ضمن فكر نكنيد كه از روي خجالت اينطوري نوشتم ، اينطوري نوشتم كه اين صفحه فيلتر نشه

با خودم حرف مي زنم


هيچ كس محرم دل نيست

حرفها را كسي نمي خواهد فهميدن

ديگر نگويم : كسي نمي فهمد

هر كسي براي خودش مي فهمد

هر كسي فقط خودش را مي فهمد

نه تورا

نه مرا

هيچ كس محرم دل نيست

شكايتي هم البته نيست

من براي فهميدن خودم

تو براي فهميدن خودت

به دنيا آمده ايم شايد

هيچ كس محرم دل نيست

و من بهتر است فقط با خودم حرف بزنم

فقط با خودم