اشکهای بی گناه تو
روی نیمکتی که تو بر آن گریسته ای
نشته ام
و " باید تو را پیدا کنم "
گوش می دهم
دلم به حال تک تک آن اشکها
مچاله می شود
کاش می شد
اشکهای بی گناه تو را
دانه دانه ببوسم
و مثل دود این سیگار
به هوا فوت کنم
سرد است عزیزکم
آفتاب پنهان شده
و باد می آید
لباس گرم بپوش
سر پنجه هایت را به دستانم بسپار و بیا
بیا بارن شهرمان را
به تماشا بنشینیم
نشته ام
و " باید تو را پیدا کنم "
گوش می دهم
دلم به حال تک تک آن اشکها
مچاله می شود
کاش می شد
اشکهای بی گناه تو را
دانه دانه ببوسم
و مثل دود این سیگار
به هوا فوت کنم
سرد است عزیزکم
آفتاب پنهان شده
و باد می آید
لباس گرم بپوش
سر پنجه هایت را به دستانم بسپار و بیا
بیا بارن شهرمان را
به تماشا بنشینیم