ته به ته 

دست نوشته هاي پيمان مهدوي

Thursday, August 26, 2010

بزرگ بودن خیلی وقتها عین هیچ بودن است


دلم می خواهد خیلی کوچک شوم

دلم می خواهد تمام اشکهای دنیا را بگریم

دلم فریاد می خواهد ، فریاد

دلم می خواهد نیست شوم ، تا از این همه نیستی خلاصی یابم

چگونه می توانم انفجار انحطاط انگیز وجودم را فرو بنشانم

کاش کسی لحظه ای می آمد و تمام نفسهایمان را در آتش سرد نیستی می سوزاند

کاش لحظه ای احساس متقابل, بودن را لمس می کردیم

وامانده ام ، آه چقدر خسته ام ، چقدر افسرده ام

آیا هنگام در آغوش کشیدن حس آرام و لطیف ادراک متقابل, وجود فرا خواهد رسید ؟

نمی دانم

..........................................

پیمان مهدوی

1380/5/5