ته به ته 

دست نوشته هاي پيمان مهدوي

Monday, May 31, 2010

به نام من


اینجا

روزها وشب ها

خشنودی ؛ گاهی

و ناکامی بیشتر و بیشتر

و " نه " ها چون دیواری محکم و محکم تر

رو در روی خواسته ها و خلاقیتها

اطرافیانی که بیشتر و بیشتر حرفت را نمی خواهند فهمید

اینجا

خستگی و شوق

اینجا

بیم و امید

اینجا زندگیست

ظرفی پر از یک همچین ملغمه ای

اینجا

اسیر این ظرف بی انتها

یک تن

یک روح

به نام من

Thursday, May 20, 2010

فقط همین امشب


امشب تو را روی این صفحه حک می کنم

تو را

تو را

تو را

همین طور روی تکرار لحظه ها

همین طور روی تکرار پلکهایی برجسته

که هی چشمهای درشت براقت را از دیدگانم پنهان می کنند

چرا تماشایم می کنی

چرا

چرا زیر چشمی می پایمت

چرا

بگذار امشب تمام بزرگ شدن هایم را گوشه ای بگذارم نازنین

می خواهم کودکانه عاشقت باشم

عاشقت باشم کودکانه

مثل بغل گرفتن کمر دختر همسایه در گرگم به هوا بازی

آهای گرگت به هواست امشب دخترک

تو را

تو را

تو را

بی خیال پلکهایت

همین طور مدام روی تکرار لحظه ها

در آغوشم حک می کنم