پرنده پرنده است
بالکن است اینجا
سیگارم دود می شود
پرواز درهم و برهم خیل پرندگان را تماشا می کنم
و بی قیدی ام از بند دنیا را دوست دارم
دست نوشته هاي پيمان مهدوي
بالکن است اینجا
سیگارم دود می شود
پرواز درهم و برهم خیل پرندگان را تماشا می کنم
و بی قیدی ام از بند دنیا را دوست دارم
برای آدمیزاد این زمانه ؛ افتخار فراهم آوردن یک لذت برای روح و البته بیشتر جسم خویش ، بسی بیش از خود آن لذت ، لذت بخش است
از من
از تو
از او
از ما
از شما
از آنها
خسته و دلگیرم
می دانم می دانم
که به فدای سرت که اینگونه ام
قسم به تمام این ضمایر
یک روز دیگر از زندگی
از زندگی ای
که میدانم چقدر زیباست
که میدانم چقدر دوست داشتنی ست
تحملم نیست
اگر هم که تحملی باشد
خواستنی نیست
دلم می خواهد زودتر تمام شوم
البته فدای سرت که اینگونه ام