ته به ته 

دست نوشته هاي پيمان مهدوي

Monday, May 09, 2011

مرا فرا مي خواند


آن چنان كه او مرا

فرا مي خواند

و من او را

هيچ مانعي را ياراي بودن ميان ما نيست

همديگر را در آغوش مي كشيم

و در هم زندگي مي كنيم

او الزامن يك شخص نيست. هر كسي يا هر چيزي كه مي خواهم و عاشقش هستم

Friday, May 06, 2011

با خودتان ، به من ربطي ندارد


بايد كه

عاشقانه زندگي كنم

عاشقانه زندگي كنم

حالا اين عاشقانه چه معنايي مي دهد

به من ربطي ندارد

به شماها ، نمي دانم

ولي بايد كه

عاشقانه هم بميرم

عاشقانه بميرم

اين به من ربط دارد

به شما ها ،‌ باز هم نمي دانم

Tuesday, May 03, 2011

باشه برنگرد


برگشتن سخته ؟

يعني جونت در مياد اگه برگردي ؟

باشه اگه اينطوريه

برنگرد

چون من خيلي دوست دارم

نمي خوام جونت در بياد

برنگرد و زنده باش !

ولي بي من ؟

نميتوني

آره خوشگل