برف میاد
ایندفه بی خیاله ناله
برف میاد
واسه خاطرات خوبه برفی ام که شده
ایندفه بی خیاله ناله
بگو بگو
از سپیدی هایمان و از گرمای روزهای برفیمان
از رد رفتنمان روی نرمی لحظه های برفی
از پروازگلوله های برفی
از طعم پیتزا و قهوه
از دانه های الماس سپید
همانهایی که نگاهمان را دزدیده بود
از حرفهایمان
همان حرفهایی که فرض می کنیم از یاد نرفته اند
از کارهایمان
همان کارهایی که هنوزانجامشان می دهیم، البته به فرض
از آغوشت بگو
آغوشی که به یقین می دانم ؛ دیگر ندارمش
دیدی،باز هم نشد که بی خیاله ناله باشم
واسه خاطراته خوبه برفی ام که شده؛ برگرد
...
برف میاد
برف
------------------------------------
میدونم که عاشقانه ها رو باید باید تو صفحه ی خودش بنویسم اما حالا ایندفه رو بی خیال