ته به ته 

دست نوشته هاي پيمان مهدوي

Wednesday, April 30, 2014

کولاک


نفسی که زوزه می کشد
دودی که ابر می شود
تویی که مه آلود
لبی که جرقه می زند
چشمی که طغیان می کند
عشقی که ذره ذره سیراب 

Wednesday, April 23, 2014

تازگی


اتفاق ما دو تن
سرآغاز پیوستگی ها
دلتنگی ها
همیشه تازگی ها
رنگ نگاهها
عطر های خوش قدغن*
برهنگی لحظه ها
حرف و حدیث ها
بی خیالی ما دو تن
-------------------------
*عاریه از شهیار قنبری

Sunday, April 20, 2014

کرده ام


چه می خواهم بگویم
عقل سلیم می خواهد
که ندارم
دل بی خدشه می خواهد
که ندارم
تو را می خواهد
که ندارم
چه می خواهم زندگی کنم
مرا می خواهد
که گم کرده ام

Thursday, April 10, 2014

پرواز


باید که از هوای تو در آمد و
کمی بهتر پرگرفت 
کامی دگر از
هوا، خلاء یا که سیگاری دیگر گرفت
صنمی تازه تر را
لبی غلیظ تر گرفت
آنقدر اوج
آنقدر بالا
که عالم را از آنجا
بسی کوچک تر گرفت
دورتر بالاتر
تا به آنجا که آزادی را
دلتنگی دوباره در گرفت