غروب (4)
توصیف از دست رفتگی، توصیف دردناکی ست
وقتی که غروب نه چندان رنگی ات را با شراب، سرخ می کنم و سرمای نبودنت را به
خیالم کمی تحمل پذیر تر
تاریک تر که می شوی انگار دل انگیزتری ... رنگ نداری و انگار که خالص تری ...
هرچند که به نظر، غم انگیز تری
تماشای تو دنیایی ست ... داشتن تو به تماشا، به تصور، به تحسین، به تفکر و
تخیل ... داشتن خوشوقتی ست ... تماشای هر روزه ی تو سعادتی ست ... هرچند هم موقتی
... هر چند هم ناپایدار
که هیچ چیز در این زندگی بی تبه ، پایدار و همیشگی نیست
0 Comments:
Post a Comment
<< Home