ادامه می دیم
خیلی بی جنبه ام
همه چیز را درجا افشا می کنم
طوطی شده ام
هی همش حرفها را تکرار می کنم
اصلن دیوانه ام
آخر چرا تو را اینقدر اسرار می کنم
ببین چه بی دلیل رسوا شده ام
بی هیچ کام اساسی، از تو
انگشت نما شده ام
ای لعنت به این حافظه ام
که هر چه بهتر می خواهم بگویم
به آنی از یاد برده ام
پس چرا تو را
به این سادگی از یاد نبرده ام
....
مشق هایم را نوشته ام
ناخن خایم را کوتاه کرده ام
سلمانی رفته ام
معدلم را بیست، نه
شانزده و خورده ای آورده م
اصلن خیلی زیاد کم آورده ام
زندگی را به استغاثه آورده ام
تویی که وجودش را نداری را
همین جا که نه
هیچ جا رها نکرده ام
به جان خودم اشتباه کرده ام
معنای زندگی را بد فهمیده ام
این بی معنای زجه آور را
برای خودم خوش تعریف کرده ام
خودم را خیلی قشنگ فریب داده ام
بی هیچ کام اساسی، از تو
انگشت نما شده ام
نیست که مشق هایم را خوب نوشته ام
این جمله ها را
مثل تو که از یاد نبرده ام
تا صبح می شود همینطور ادامه بدهم
0 Comments:
Post a Comment
<< Home