واپسین
روی ذهن مشوش گذشته ها
خود کشی می کنی مرا
آفتاب گذشته و
دارد ابری می شود هوای تو
دیر است بسی، دیر است
بیاو
روی غریو مردافکن این توفانها
گوش کن ،
گوش کن واپسین بوسه های مرا
کلام گذشته و
دارد خط خطی می شود کاغذهای تو
دیر است بسی، دیر است
بیا و
روی سکوت عقیم دیدارها
واژه شو واپسین جمله های مرا
من گذشته و
دارد سپری می شود لحظه های تو
دیر است بسی ، دیر است
بیا ، بیاو
روی لبان تشنه ی حسرتها
نوش کن ،
نوش کن واپسین جرعه های مرا
0 Comments:
Post a Comment
<< Home