ته به ته 

دست نوشته هاي پيمان مهدوي

Thursday, February 02, 2012

تو را اشتباه گرفتن


اشتباه بود

تو را ساده گرفتن

همین طور سرسری دیدن

یک بار بودن و صدبار دیگر نبودن

توی غرق آب نفسهای تو آب تنی کردن

توی آینه ی نگاه تو، خودم را دید زدن

به راهی که آخرش تو بودی، خوش خوشک قدم زدن

دستهای ساده ی تو را از غرور، شل گرفتن

شاید هم از تو ترسیدن

شاید هم از من ترسیدن

ماندن به فاصله و پیشت نیامدن

آنچه را که باید نگفتن

اینها، اینها اشتباه بود

اشتباه بود

تو را اشتباه گرفتن

0 Comments:

Post a Comment

<< Home