تو را اشتباه گرفتن
اشتباه بود
تو را ساده گرفتن
همین طور سرسری دیدن
یک بار بودن و صدبار دیگر نبودن
توی غرق آب نفسهای تو آب تنی کردن
توی آینه ی نگاه تو، خودم را دید زدن
به راهی که آخرش تو بودی، خوش خوشک قدم زدن
دستهای ساده ی تو را از غرور، شل گرفتن
شاید هم از تو ترسیدن
شاید هم از من ترسیدن
ماندن به فاصله و پیشت نیامدن
آنچه را که باید نگفتن
اینها، اینها اشتباه بود
اشتباه بود
تو را اشتباه گرفتن
0 Comments:
Post a Comment
<< Home