ته به ته 

دست نوشته هاي پيمان مهدوي

Wednesday, July 22, 2009

يخ در بهشت ؟


شبهاي نمي توانم بخوابم ها
سلام
من، بازگشته ام
دست و صورتم را در جريان خاطرات و افكارم مي شويم
اما خنك نمي شوم
آسمان دم گرفته
صداي كولر
سلام
من ، بازگشته ام
در اتاقم باز است
اما خنك نمي شوم
عينك آفتابي
پوست برنزه
آب يخ
سلام
من بازگشته ام
كنار ساحل مي نشينم و باد مي خورم
اما خنك نمي شوم
...
چيز ديگري براي تمام كردن اين نوشته ندارم
نه ، من ديگر خنك نمي شوم

1 Comments:

  • At 3:00 PM, Anonymous Anonymous said…

    هی جک بی خیال شو....می گذرن...تو و احساساتت توانایی شو دارن

     

Post a Comment

<< Home