ته به ته 

دست نوشته هاي پيمان مهدوي

Wednesday, June 24, 2009

ما مي ميريم


واژه هاي بيجانم را روي اين صفحه به بازي مي گيرم

بلكه چيزي گفته باشم

چيزي گفته باشم اين روزهاي زندگي كش را

اين روزهاي دعواهاي پوچ را

اين برگهاي بي مقدار تاريخ را

كه شايد كودكان فردا ناگزير از خواندن و حفظ كردن آن براي امتحان فردا باشند

و فردا هيچ به ياد نخواهد ماند

به ياد نخواهد ماند بغضهاي خفه ي ما

به ياد نخواهد ماند سياه شدن ما

به ياد نخواهد ماند مردن ما

ما ؟

به ياد نخواهد ماند كه اين روزها ما به هيچ هم انگاشته نشديم

به ياد نخواهد ماند كه ما نتوانستيم بگوييم

اگر هم كه گفتيم ، جور ديگري شنيده شد

به ياد نخواهد ماند كه قاتلين ما برادرانمان بودند

ما براي فقط ذره اي زندگي مرديم

اين هم به خاطر نخواهد ماند

0 Comments:

Post a Comment

<< Home