تو را مي خواهم
ميداني
بهار آمده !
بهار
بهار آمده و ما انگار نمي خواهيم كله هاي زمستاني مان را
از زير برف بيرون بياوريم
نگاه كن
مي توانيم زندگي كنيم
بي هيچ فكر بيهوده اي
كافيست كه بخواهيم
شايد هم كافيست كه فقط تو بخواهي
من اما
كله ام را بيرون مي آورم
و بي هيچ پروا
مي گويم كه تو را مي خواهم
آري تو را مي خواهم ؛ زندگي
بهار آمده !
بهار
بهار آمده و ما انگار نمي خواهيم كله هاي زمستاني مان را
از زير برف بيرون بياوريم
نگاه كن
مي توانيم زندگي كنيم
بي هيچ فكر بيهوده اي
كافيست كه بخواهيم
شايد هم كافيست كه فقط تو بخواهي
من اما
كله ام را بيرون مي آورم
و بي هيچ پروا
مي گويم كه تو را مي خواهم
آري تو را مي خواهم ؛ زندگي
0 Comments:
Post a Comment
<< Home