ته به ته 

دست نوشته هاي پيمان مهدوي

Monday, October 13, 2008

تو را با چشمانم لمس می کنم


از خواب بر می خیزم
تو در حال و هوایم جریان داری
با خودم می گویم
این روز بارانی جان می دهد عاشقانه ای را برای تو
توی ذهنم مرور می شوی
آه من خواب دیده ام ؛ تو را
زیر چترم واژه هایم را به هم می بافم
انگار کلمات خشتهایی هستند
که تو را مقابل دیدگانم تصویر می کنند
پیکرت را هنرمندانه می تراشم
و با چشمانم لمس می کنم
روزمرگی آغاز می شود
و از این حس های غریب تعجب می کنم
جالب است
چه کودکانه تو را در وجودم نگه داشته ام !

0 Comments:

Post a Comment

<< Home