سیاه نمایی محض
اینجایند مردمانی
میان ملقمه ای از ایدوئولوژی و زندگی
غوطه ور میان خواهشهایی انسانی
چه اگر انسانی نبود از آن انسان نمی انگاشتندشان
آدمهایی به واقع خنگ
و در عین باهوش بودن و آی کیوی بالا
به واقع بی فکر و بی مغز
آنانی که خود می کنند
چرا که باید بکنند
اما کنندگی را بر دیگران نمی پذیرند
اینان هر زمان که لازم باشد ، تن به مرگ دیگران می سپارند
بی هیچ غصه ای
اینجایند آدمیانی
که خوشحالند
سرخوشانی که زنده بودن محض را زیستن نامیده اند
زنده بودنی آمیخته با نامردمی ای بس وسیع و فراخ
مناسباتی پیچیده در پوسته ای ظریف و فریبنده
به نام مراودات انسانی ؛ یا به زبان بازاری : روابط عمومی
برای قاپیدن چیزی به نام فرصت و یا عافیت
آنانی که همه جوره می کنند
چرا که باید بکنند
اما کنندگی را بر دیگران نمی پذیرند
اینان هر زمان که لازم باشد ، نماز شکرانه ی دست یازیده های پلید خویش را
سر وقت به جای می آورند
آهای
اینجایند مردمانی
میان منجلابی از ایدئولوژی و زندگی
میان ملقمه ای از ایدوئولوژی و زندگی
غوطه ور میان خواهشهایی انسانی
چه اگر انسانی نبود از آن انسان نمی انگاشتندشان
آدمهایی به واقع خنگ
و در عین باهوش بودن و آی کیوی بالا
به واقع بی فکر و بی مغز
آنانی که خود می کنند
چرا که باید بکنند
اما کنندگی را بر دیگران نمی پذیرند
اینان هر زمان که لازم باشد ، تن به مرگ دیگران می سپارند
بی هیچ غصه ای
اینجایند آدمیانی
که خوشحالند
سرخوشانی که زنده بودن محض را زیستن نامیده اند
زنده بودنی آمیخته با نامردمی ای بس وسیع و فراخ
مناسباتی پیچیده در پوسته ای ظریف و فریبنده
به نام مراودات انسانی ؛ یا به زبان بازاری : روابط عمومی
برای قاپیدن چیزی به نام فرصت و یا عافیت
آنانی که همه جوره می کنند
چرا که باید بکنند
اما کنندگی را بر دیگران نمی پذیرند
اینان هر زمان که لازم باشد ، نماز شکرانه ی دست یازیده های پلید خویش را
سر وقت به جای می آورند
آهای
اینجایند مردمانی
میان منجلابی از ایدئولوژی و زندگی
0 Comments:
Post a Comment
<< Home