به زودی
پاهایم به سویی دراز
سرم آسوده بر پشتی صندلی
و نگاهم مشغول به شمردن دانه دادنه های کنیتکس روی سقف
می دانم
به زودی
کم می آورم
از خستگی و روز تسلیم
می ترسم
حتی فکر اینکه
بگذارم
از ترحم، دستی بر سرم کشد
لرزه بر روحم می اندازد
سرم آسوده بر پشتی صندلی
و نگاهم مشغول به شمردن دانه دادنه های کنیتکس روی سقف
می دانم
به زودی
کم می آورم
از خستگی و روز تسلیم
می ترسم
حتی فکر اینکه
بگذارم
از ترحم، دستی بر سرم کشد
لرزه بر روحم می اندازد
0 Comments:
Post a Comment
<< Home