ته به ته 

دست نوشته هاي پيمان مهدوي

Saturday, February 26, 2005

عصبانیت خشک


نوشتن به هنگام
عاشق بودن
زیباست
نوشتن به هنگام غم را نمی گویم
چون در این نوشته جایی ندارد
نوشتن به هنگام
عصبانیت
نمی دانم چطور است

عصبانیت
نوشتن عصبانیت
خوردن عصبانیت
بالا آوردن عصبانیت
کوبیدن گوشی تلفن
موسیقی هوی
خوردن دود
پراز گریه
اما خشک خشک
چه کسی به جای من می گرید
جالب است
کار از
به حال یکدیگر گریستن گذشته
باید
به جای هم گریست
آری
هستند کسانی که به هنگام خشکی ما
خیس باشند
و هستند کسانی که به هنگام خیسی ما
خشک باشند

اما چرا
همه، همزمان خیس و یا خشک نیستند؟

می دانم که این نوشته هنوز تمام نشده
اما باید رهایش کنم
آری باید همین کار را بکنم
احساس می کنم خودم دارم تمام می شوم
کسی جز خودم نیست که بگوید
تو، تمام شده ای دیوانه ...
و اما نوشتنی ها همچنان تمام نشده اند
نمی نویسم
خودتان بخوانید
.
.
.

0 Comments:

Post a Comment

<< Home