خودمونی
برای تنوع هم که شده، می خوام امشب یه کمی خودمونی بنویسم. آخه ناسلامتی این یه وبلاگه.
چند روز پیش رفته بودم خونه ی یکی از دوستای خوبم که هر موقع وقت کنه یه سری به ته به ته می زنه. گفت : شاملو گفته وقتی یه چیزی رو روی کاغذ نوشتین، بعدش با یه پاک کن، چیزای اضافش رو پاک کنید. البته اگه می خوایید شعر بگید.
حرف کاملا درست و منطقی ای بود.
ولی من نمی خوام شعر بگم
من می خوام هر چیزی رو که به ذهنم می رسه
در باره ی زندگی، درباره ی آدمها، درباره ی خودم، چه میدونم درباره ی همه چیز رو همون جور که به ذهنم می رسه بیان کنم.
حالا بعضی ها باهاش رابطه برقرار می کنن، بعضی هام نه.
تازه؛ اخلاقیات، منو مجبور می کنه همه چیز رو اون جوری که هست و اون جوری که می خوام بگم، نتونم بگم. چه کنیم دیگه، اینم از محدودیتهای شرقی بودنه!
به هر حال؛
من شاعر نیستم
اصراری هم ندارم که مثل شاعرا حرف بزنم
فقط هر چیزی رو همون طور که هست
همون طور که می تونم، می گم
برقراری ارتباط با این نوشته ها فقط به خوانندش مربوطه می شه. نه هیچ کس دیگه.
البته این دلیل نمی شه که من سعی نکنم قشنگ بنویسم!
چند روز پیش رفته بودم خونه ی یکی از دوستای خوبم که هر موقع وقت کنه یه سری به ته به ته می زنه. گفت : شاملو گفته وقتی یه چیزی رو روی کاغذ نوشتین، بعدش با یه پاک کن، چیزای اضافش رو پاک کنید. البته اگه می خوایید شعر بگید.
حرف کاملا درست و منطقی ای بود.
ولی من نمی خوام شعر بگم
من می خوام هر چیزی رو که به ذهنم می رسه
در باره ی زندگی، درباره ی آدمها، درباره ی خودم، چه میدونم درباره ی همه چیز رو همون جور که به ذهنم می رسه بیان کنم.
حالا بعضی ها باهاش رابطه برقرار می کنن، بعضی هام نه.
تازه؛ اخلاقیات، منو مجبور می کنه همه چیز رو اون جوری که هست و اون جوری که می خوام بگم، نتونم بگم. چه کنیم دیگه، اینم از محدودیتهای شرقی بودنه!
به هر حال؛
من شاعر نیستم
اصراری هم ندارم که مثل شاعرا حرف بزنم
فقط هر چیزی رو همون طور که هست
همون طور که می تونم، می گم
برقراری ارتباط با این نوشته ها فقط به خوانندش مربوطه می شه. نه هیچ کس دیگه.
البته این دلیل نمی شه که من سعی نکنم قشنگ بنویسم!
0 Comments:
Post a Comment
<< Home