بنویس
بنویس
از آنچه در روزمرگیها با آن دست به گریبانیم
از تصاویر به جا مانده از شلوغی های روز در شب
بنویس
از رخ رنگ پریده ی پدر
از موها و ریش های به سپیدی گراییده
از سر سبزی های به زردی گراییده
بنویس
از دست نیافته ها
از حسرت های به دل مانده
از زیباییهای دور دست نزدیک دیدگان
از خواستن ها
بنویس
از روزهای بیهوده
از شب های دلتنگ
از بی خوابیها
از پر بودن از خاطره
از غم گذشته ها
بنویس
از حس درگیر با تب و تاب اندرون
از جور نشدن واژه برای این جملات
از دست ندادن فرصتی برای دیداری تازه
از عقب ماندگی همیشگی از زمان
از پشت سر گذاردن مرزهای زندگی
از انتظار همیشگی
آری بنویس
از زندگی
بنویس
از آنچه در روزمرگیها با آن دست به گریبانیم
از تصاویر به جا مانده از شلوغی های روز در شب
بنویس
از رخ رنگ پریده ی پدر
از موها و ریش های به سپیدی گراییده
از سر سبزی های به زردی گراییده
بنویس
از دست نیافته ها
از حسرت های به دل مانده
از زیباییهای دور دست نزدیک دیدگان
از خواستن ها
بنویس
از روزهای بیهوده
از شب های دلتنگ
از بی خوابیها
از پر بودن از خاطره
از غم گذشته ها
بنویس
از حس درگیر با تب و تاب اندرون
از جور نشدن واژه برای این جملات
از دست ندادن فرصتی برای دیداری تازه
از عقب ماندگی همیشگی از زمان
از پشت سر گذاردن مرزهای زندگی
از انتظار همیشگی
آری بنویس
از زندگی
بنویس
1 Comments:
At 2:16 PM,
arishka said…
از اون نوشتههای بیزمان که سالها بعد هم صادقن
Post a Comment
<< Home